به گزارش جنگ نرم، سردار سرتيپ پاسدار آبرومند، در همايش کانون بازنشستگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به جانفشاني شهدا براي حفظ ارزشها و آرمان هاي اسلام و انقلاب اظهارداشت: اين انقلاب نتيجه تلاشهاي پيامبران و ائمه اطهار است و همه تلاش 12 امام معصوم - منهاي 5 سالي که حضرت علي (ع) حکومت کردند- ظهور و بروزش در انقلاب اسلامي است و ما امروز مديون و بدهکار انقلاب، امام، مقام معظم رهبري و دوستان شهيدمان هستيم.
وي خطاب به حاضران در همايش گفت: وابستگان و بازنشستگان سپاه در واقع اعضاي سپاه دوم پاسداران انقلاب اسلامي هستند که نگران حفظ آرمان هاي نظام بوده و دغدغهاي جز پاسداري از انقلاب ندارند.آبرومند با يادآوري تجربيات دوران دفاع مقدس تصريح کرد: در آن زمان هر چه ميدان جنگ و خاکريزهاي نبرد بزرگتر مي شد، نيازمند ورود يگان هاي جديدي بوديم و امروز نيز در هجمه بزرگ و جنگ نرم دشمن و شبيخون و ناتوي فرهنگي نيز بايد يگانهاي جديدي وارد ميدان کنيم و اين نيروي جديد همين وابستگان و بازنشستگان سپاه هستند.
به گزارش جنگ نرم به نقل از سپاه نيوز، معاون هماهنگ کننده سپاه با انتقاد از عملکرد صدا و سيما در موضوع جنگ نرم يادآور شد: دغدغه صدا و سيما تنها نشاندن مخاطب پاي تلويزيون است اما اين کافي نيست و بايد محتوا و هدف برنامه ها مشخص بوده و ارزشي باشد.وي افزود: امروز سپاه ، بسيج و همه دوستداران انقلاب نگران مسئله جنگ نرم هستند چون در اين نوع جنگ همه چيز آرام آرام صورت گرفته و اثرگذار مي شود.
اینها که ایستادهاند در وال استریت
و داد میزنند 99 درصد ما
اینها هم از سپاه قدساند؟!
یازده سپتامبر هم لابد
کار سپاه قدس بود!
و کسری بودجه امریکا
سقوط ارزش آقای اوباما...
حتّی گرسنگی سومالی
سقوط بورس لندن
کوررنگی سازمان ملل
و سونامیهایی که در راهاند...
تمام شان کار سپاه قدس است!
دمپایی یی که رد شد روزی
از کنار گوش آقای بوش
کار سپاه قدس بود!
و مردمی که میجنگند در لیبی
تمام شان عضو سپاه قدساند!
جوانان میدان التحریر
زنان بحرینی
که خواب شاه عربستان را آشفته کردهاند
یک شعبه از سپاه قدساند
اسناد ویکی لیکس
ترور مالکم ایکس هم لابد کار سپاه قدس بود
با این همه
عالی جناب اوباما!
حکایتیست که میگوید
هیچ شیری
موش مرده نمی گیرد
لااقل م گفتی گاوی،
بوفالویی
پرزیدنت صهیونیستی...
شما که در هالیوودتان
گنجشک را با هواپیما عوض میکنید
آدمها را با روبات
غولهایی میسازید
که هرچه تیر میخورند نمیمیرند
شما که میتوانید از یک موش مرده
یک شیّاد بسازید
و هر لحظه از دوربین هایتان
یک فاحشه بیرون بیاورید
میتوانید از ترکیب کوکائین و کوکاکولا
جاسوس بسازید
اماّ
ما هم بیکار نبودیم
گیرم به طنز در نطنز
یا به جد در نجد
عشق را غنی سازی کردیم با عقل
پیوند زدیم شعر را با فریاد
عالی جناب اوباما!
با همان دماغ پینوکیوییات
از زیر دشداشهی شیخ نفت
بیرون بیا لطفا ...
حالا نوبت توست
یا حبیبی...
تکان نخور که منفجر خواهی شد
در زیر کلاه کوچک شیمون پرز!
- انفجار پشت انفجار-
تکان نخور آقای پرز!
که متّصل شده با فیبر نوری
به دمت
بچههای سرراهی بالاترین...
و متصل شدهاند به تو
جرسیها و چرسیها
با تمام تخسهایی
که پستان مادرشان را گاز گرفتهاند
که متصل شدهاند به تو جیرجیرکها و قورباغهها
و متصل شده است به تو خبرگزاری بی بی سی
با تمام نوهها و نتیجههایش
تکان نخورید!
تمامتان در محاصرهی سپاه قدساید!
لبخند بزنید
قطعنامه صادر کنید
و شکلک در بیاورید
شما در مقابل دوربین مخفی مردم قرار دارید...
ورود مختار به كوفه و تبليغات او
مختار يكى از پيروان اهلبيت بود كه با توّابين در قيام عليه بنىاميه و خونخواهى سيّدالشهداء عليهالسلام هم عقيده بود. ولى او معتقد بود كه سليمان بن صرد صلاحيت نظامى و تجربه كافى براى فرماندهى و رهبرى قيام را ندارد. مختار خود را به عنوان نماينده محمد بن حنفيه، سزاوارتر به رهبرى مىدانست؛ به همين دليل به تبليغات عليه سليمان بن صرد پرداخت. او مىگفت: «سليمان فقط مىخواهد قيام كند، هم خودش را به كشتن مىدهد، هم شما را. او بصيرت و دانش جنگى كافى ندارد.»
مختار سعى در متفرق كردن ياران سليمان نمود. اگرچه توّابين به سليمان بيشتر از مختار اعتماد داشتند، ولى تحت تأثير سخنان مختار قرار گرفتند. حدود دو هزار نفر از توّابين جذب مختار شدند، در بقيه افراد نيز سستى ايجاد شد؛ به طورى كه از 16 هزار نفرى كه در ليست توّابين ثبت نام كرده بودند، فقط چهار هزار نفر در روز موعود حضور يافتند و علىرغم سه روز توقف توّابين در نخيله، فقط هزار نفر به جمع آنها افزوده شد. از مدائن و بصره نيز فقط 500 نفر در قيام شركت كردند.
پيشنهاد رد شده
قبل از حركت از اردوگاه نخيله، عبداللّه بن سعد بن نفيل كه يكى از رهبران نهضت بود، به سليمان گفت: حالا كه ما به خونخواهى حسين عليهالسلام بيرون آمدهايم و قاتلان حسين همگى در كوفه هستند ـ از جمله عمربن سعد ـ پس اينها را بكشيم.8
بقيه ياران سليمان نيز رأى او را تأييد نمودند و گفتند: اگر ما به سوى شام برويم فقط به عبيداللّه بن زياد دست خواهيم يافت، در حالى كه بيشتر افراد مورد نظر و قاتلان سيّدالشهداء در كوفه هستند. سليمان با آنها مخالفت نمود و گفت: لازمه جنگيدن با كوفيان، جنگيدن با اقوام و خويشان است و قاتل اصلى هم ابن زياد است.9
سپاه توّابين به طرف شام به حركت درآمد. توّابين در مسير راه، يك شبانه روز در كنار قبر سيدالشهداء عليهالسلام توقف نمودند و بسيار گريه كردند.10 سپس بىوقفه بيابانها را درنَوَرديدند تا به «عين الورده» رسيدند و درآن جا با سپاه شام به فرماندهى عبيداللّه بن زياد ـ كه تعداد آنها حدود سىهزار نفر بود ـ وارد جنگ شدند. سپاه شام به طور وحشتناكى بر آنها حمله ور شد. توّابين نيز از خود دلاورى و صلابت وصفناپذيرى نشان دادند. نبرد، سه روز طول كشيد. رهبران توّابين، يكى بعد از ديگرى به شهادت رسيدند. تنها يكى از آنها (رفاعة بن شداد) باقى ماند كه دستور عقبنشينى به طرف كوفه را صادر نمود.
نتيجه قيام
ثمره قيام توّابين عبارت بود از:
1. ايجاد رعب و وحشت بر قلوب جنايتكاران اموى؛ چون قيام آنها شديدترين نهضتى بود كه تا آن موقع به وقوع پيوست.11
2. زمينه سازى سياسى و نظامى براى قيام مهم ترى كه توسط مختار به وقوع پيوست. در واقع، قيام توّابين «تشيّع» را قدمى ديگر به طرف وجودى مستقل به پيش برد.
3. اين قيام سبب شد تا خاكستر از روى آتش تشيّع برداشته بود و آتش دلهاى داغديده آنها فروزانتر شود و در نهايت، منجر به نابودى حكومت امويان گردد.12
شرايط سياسى، اجتماعى امام سجاد عليهالسلام
اگر بخواهيم به طور دقيقتر موضع امام سجاد عليهالسلام در قبال قيامهاى معاصرش و ارتباط آن حضرت با اين نهضتها را بررسى كنيم، لازم است شرايط سياسى و اجتماعى، رفتار حكّام، موقعيّت شخصى و خانوادگى امام، وضعيت فكرى، سياسى و عقيدتى مردم و حوادث آن دوران را ترسيم نماييم.
امام سجاد عليهالسلام در شرايطى عهدهدار «امامت» شد كه سنگينترين غمها و جراحتهاى روحى و عاطفى بر قلبش وارد شده بود، مثل شهادت مظلومانه پدر، برادران و اقوام بىسرپرست شدن دهها زن و كودك داغديده؛ آوارگى و اسارت از كربلا به كوفه و شام و مدينه؛ نداشتن مدافعان و حاميان صادق؛ كنترل شديد حكومت مستبد و خونريز كه حتى در ريختن خون فرزندان پيامبراكرم و انجام زشتترين و خشنترين اعمال، باكى نداشتند و با رفتارى وحشيانه نفسها را در سينهها حبس و جرأت اعتراض و انتقاد را از هر معترضى سلب نموده بودند؛ به طورى كه به خاطر مخالفت، سهميه بيت المال و عطاياى يك شهر را قطع مىكردند.13
عنصر مهمّ ديگرى كه مىتوانست در موضعگيرى امام سجاد عليهالسلام در قيامها تأثير بگذارد، مردم بودند. امام سجاد عليهالسلام چگونه مىتوانست به آن مردم اعتماد نمايد و به پشتوانه آنها در صحنه سياسى، اجتماعى حضور پيدا كند و يا موضع مثبت خودش را اظهار نمايد؟ در حالى كه سستىها و بىوفايىهاى مردم كوفه را نسبت به جدّ بزرگوارش، اميرمؤمنان عليهالسلام و عمويش، امام حسن عليهالسلام و پدرش، امام حسين عليهالسلام ديده بود و شاهد بود كه چگونه اين مردم بارها در صحنههاى حسّاس سياسى و نظامى، امام و رهبر خود را نه تنها رها نمودند، بلكه در مقابلش شمشير كشيدند و در بحرانهاى سياسى و احساس خطرهاى جدّى، سكوت و انزوا را پيشه خود ساختند و آن را بر قيام و جهاد و شهادت ترجيح دادند و يا نامردانه به صفوف دشمنان پيوستند، مثل دوران امام حسين عليهالسلام !
خطبهاى كه امام سجاد عليهالسلام در جمع مردم كوفه خواند، بيانگر شناخت دقيق امام از مردم كوفه و نشانه وضعيت فردى و اجتماعى خود و خانوادهاش و بهترين دليل براى سكوت امام و انزواى سياسى اوست. بعد از سخنرانى امام سجاد عليهالسلام ، مردم به شدت تحت تأثير قرار گرفتند و يكصدا فرياد زدند: اى فرزند رسول خدا! ما گوش به فرمان و پاسدار حقِّ شما هستيم. اكنون فرمان بده تا اطاعت كنيم!14
امام سجاد عليهالسلام فرمود: هرگز، هرگز تحت تأثير شعارهاى شما قرار نخواهيم گرفت و به شما اعتماد نخواهم كرد. اى جنايتكاران مكّار! ميان شما و آرمانهايى كه اظهار مىداريد، فاصلهها و موانع بسيارى است.
آيا مىخواهيد همان جفا و پيمان شكنى كه با پدران من داشتيد، دوباره درباره من روا داريد؟ نه، نه! به خدا سوگند! هنوز جراحتهاى گذشتهاى كه از شما بر تن داريم، التيام نيافته است. همين ديروز بود كه پدرم به شهادت رسيد، در حالى كه خانوادهاش در كنار او بودند.
داغهاى برجاى مانده از فقدان رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم ، پدرم و فرزندانش و جدّم، اميرمؤمنان على عليهالسلام فراموش نشده است. طعم تلخ مصيبتها هنوز در كامم هست و غمها در گستره سينهام موج مىزند. تنها از شما مىخواهم كه نه به يارى ما بياييد و نه به دشمنى و ستيز ما برخيزيد!
موضع امام سجاد عليهالسلام در قيام توّابين
نهضت توّابين و قيام مردم كوفه، نتايج نسبتاً خوبى براى مسلمانان حق طلب به دنبال داشت و زمينه را براى قيامهاى بعدى فراهم نمود و بيم و ترس را در دل امويان انداخت. هدف توّابين نيز مقدّس بود؛ ريشهكن نمودن ظلم و فساد و دفاع از دين و سپردن حكومت به دست صالحان و فرزندان رسول خدا. چون قيام توّابين حركتى بىموقع، نسنجيده، خودسرانه و محدود بود، طبعاً امام سجاد عليهالسلام نمىتوانست موضع صريحى در حمايت از آنها داشته باشد؛ ولو اين كه از لابهلاى سخنرانىهاى آنها مىشود فهميد كه توّابين، امام سجاد عليهالسلام را به عنوان رهبر دينى و امام قبول داشتند و مصممّ بودند قبل از پيروزى كامل، از ذكر نام او به عنوان امام و رهبر خويش خوددارى كنند؛ ولى در طول مبارزات، اشارات مبهم و مخصوصى به امامت آن حضرت مىنمودند كه نمونه آن را در اشعارى كه «عبداللّه بن الاحمر» سروده و در آن، از يك منادى كه معروف همه است و دعوت كننده به خير و رستگارى است، نام برده15 كه مسلّم آن منادى، امام سجاد عليهالسلام است؛ زيرا محمد بن حنفيه سه سال بعد از قيام توّابين نامش به امامت برده شد. توّابين مىخواستند حكومت را به اهلبيت عليهمالسلام واگذار كنند.16
توّابين وقتى با لشكر شام مواجه شدند، در مقابل پيشنهاد آنها براى رها كردن جنگ، خواستههايى را عنوان نمودند، از جمله: تحويل دادن عبيداللّه بن زياد (فرمانده لشكر شام) به آنها و بركنار نمودن عبدالملك بن مروان (خليفه وقت)، تا توّابين بتوانند حكومت و رهبرى جامعه را به اهلبيت پيامبراكرم واگذار نمايند.17
موارد ذكر شده فقط مىتواند به قيام توّابين جهت بدهد و هدف و انگيزه آنها را روشن نمايد. شايد بتوان گفت كه قيام آنها با اذن غير مستقيم امام عصر بوده است؛ يعنى امام سجاد عليهالسلام اگرچه هيچ موضع صريحى كه دلالت بر تأييد يا ردّ توّابين باشد، اتخاذ ننمود ـ به خاطر موانعى كه ذكر شد و به خاطر قبول نداشتن شيوه مبارزه آنها ـ با اصل قيام كه نهضتى ضدّ ظلم و براى اجراى عدالت بود، موافق بود.
ائمه معصومين نهضتهاى عصر خويش را نه به طور مطلق ردّ كردند و نه پذيرفتند، بلكه آنها را كه در چهارچوب اهداف امامت و بر اساس حق محورى حركت كردند، تأييد و بقيه را ردّ نمودند. قيام توّابين چون در معيار حق مىگنجيد، تاريخ هيچ گونه ردّى را در مورد آن به امام سجاد عليهالسلام نسبت نداده است. دليلى هم براى مخالفت وجود نداشت، چون اين قيامها فوايدى داشت كه قبلاً ذكر شد.
چرا توّابين بدون اجازه امام دست به جهاد و قيام زدند؟
ميرزا ابوالحسن شعرانى در ترجمه كتاب نفس المهموم، پاسخ را چنين بيان نموده است: «در جواب مىگوييم امام سجاد عليهالسلام از مردم كنارهگيرى كرده بود و حال او مانند حال امام زمان در عصر ما است. همان طورى كه در زمان ما نمىشود در اجراى احكام ضرورى دين منتظر ظهور امام زمان عليهالسلام شد؛ مثل رسيدگى به ايتام و محجورين، قصاص، دفاع، حدود و... چون ترك اينها موجب فتنهها و تسلّط اشرار مىشود، با اين كه اينها از وظايف امام زمان عليهالسلام است؛ توّابين نيز وظيفه مجاهدت و توبه كردن داشتند با كشتن قاتلين سيدالشهداء عليهالسلام . اگرچه امام سجاد عليهالسلام در قيام حضور نداشت و مصلحت در اقدام او نبود ولى نهى نيز نفرمود و توّابين نيز تمسّك به آيه قرآن نمودند و اگر كسى حكم خدا را به وسيله قرآن يا اجماع يا عقل بداند، مثل اين است كه از لفظ [و زبان [امام شنيده باشد.»
سكوت نخبگان و عواقب آن
اگر چه توّابين جان و مال خويش را در راه هدفى مقدّس ـ كه رضاى خداوند، انتقام خون شهداى كربلا، ريشه كن نمودن كانون فتنه اموى و سپردن امور جامعه به دست اهلبيت پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم بودـ نهادند؛ اما آن همه خسارت و كشته، يك هزارم اثر حادثه كربلا را از خود برجاى نگذاشت؛ چون اگر رهبران توّابين و برجستگان قيام كه خود از دعوت كنندگان حسين بن على عليهماالسلام بودند، آن حضرت را يارى مىكردند، حادثه كربلا به گونهاى ديگر رقم مىخورد.
برنامه از ساعت ۹ صبح یکشنبه ۲۸/۶/۱۳۸۹ در کانون شهید
عربیان برگزار شد.
ابتدا برنامه با تلاوت کلام نورانی وحی آغاز شد سپس با سرود
جمهوری اسلامی ادامه یافت.
به دنبال آن سخنرانی جناب سرهنگ تقدیری و جناب پاسدار
مهرآبادی ، همچنین برنامه مسابقه و پذیرایی و نمایش کلیپ از
دیگر برنامه های این مراسم بود
در ادامه سخنرانی جناب آقای اقاییان و تقدیر از رتبه های برتر
(زیر ۲۰۰۰ کنکور)انجام شد.
در پایان جلسه با صلوات بر محمد وآل محمد صلی الله علیه وآله
به پایان رسید.







اي كه بر پاكي نشسته اي، پوشیدگی ات چشمها را خاضع كرده
و حيائت دلها را رام . بگذار بگويم تحقير هوسها بزرگت ساخته
است،شكر خداي را كه اين گونه خواسته است